السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

307

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

بعثت انبيا و انقلاب مهدى عليه السّلام آدمى فطرتا كمال‌جوست و از عيب ، نقص ، پستى و زشتى گريزان است . ازاين‌رو ، در پى يافتن كمال مطلق و متصل شدن به منبع قدرت مطلق ، علم مطلق ، زيباى مطلق و . . . است . او مىداند كه همه‌ى موجودات ، به جز خداى متعال - به حسب مراتب و درجات - از نقصى نسبى برخوردارند . بدين جهت ، جان آدمى در فرار از اين نقصان‌ها ، آرامش خود را تنها در نام و ياد خدا بازمىيابد ؛ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ « 1 » ؛ آگاه باش كه تنها با ياد خدا ، دل‌ها آرامش مىيابد . اما دريغ و صد دريغ كه هم از ياد و خاطرش غافل و هم در عبادتش كاهل ؛ پس نه به لقايش و اصل و نه طمأنينه قلبش حاصل . آوار شهوات و حجاب كثرات ، آدمى را از قبله‌ى فطرت خويش غافل ساخت و تلبيس ابليس و تزيين اين حتام ناچيز ، ياد حضرت دوست را در دل وى ميراند و از يكتاپرستىاش بازداشت . فلسفه‌ى بعثت انبيا رب رحيم عزّ اسمه كه ضلالت عباد را برنمىتافت ، خلّص احبّاء و كمّل اولياى خود را برگزيد و به سوى مردمان گسيل داشت تا تومار توحيد را كه در پگاه ألست با مركّب فطرت و مهر « بلى » ممهور ساخته بودند ، از آنان مطالبه كنند و خردهاى ايشان - اين رسولان باطنى - را بر آشوبند و مشام جانشان را با رايحه‌ى روح‌نواز جان جانان معطر سازند و مرغ دلشان را در سپهر بيكران لاهوت به پرواز درآرند و كاه وجودشان را در حوزه‌ى مغناطيس كهرباى كبريايى دراندازند و اين جويندگان وصل را به اصل خويش رهنمون گردند . « 2 » در مقطع غيبت و دوره‌ى خداگريزىهاى مدرن و خداستيزىهاى پسامدرن آخر الزمان ، حضرت بقية الله الاعظم عليه السّلام آن ذخيره‌ى الهى و ابرمرد آسمانى ، گلبانگ يكتاپرستى را در زير

--> ( 1 ) . رعد / 28 . ( 2 ) . ر . ك : نهج البلاغة / خطبه‌ى يكم .